
دانلود رمان تابستان لاکچری به قلم پریا قاسمی با لینک مستقیم
دانلود رمان تابستان لاکچری… ساحل، دخترك شانزده ساله كه از بهر شيطنت جواني اش خشم خانواده را دامان گير خودش مي كند، آنچنان كه تنبيهي به جز فرستادن دختر كمان به پيش عمه پير پدرش در روستايي دور دست از نواحي شمال كشورمان چاره جوي نيست. و بدين سان اتفاق هايي در آن روستا رخ مي دهد؛ اتفاق هايى عجيب كه سر چشمه از جنگل آن منطقه دارد كه صد البته خواندش خالي از لطف نيست.
رمان ستاره های نیمه شب نسخه کامل رایگان
موضوع رمان : عاشقانه
تعداد صفحات : ۱۲۷۰
خلاصه رمان : مهتاب دختر خود ساخته ای که با مادر و برادر معلولش زندگی می کنه. دل به آرین، وارث هولدینگ بزرگ بازیار می دهد. ولی قرار نیست همه چیز آسان پیش برود آن هم وقتی که پسر عموی سمج مهتاب با ادعای عاشقی پا به میدان می گذارد.
قسمتی از داستان رمان ستاره های نیمه شب
سرش را به دو طرف تکان داد و افکار بد را از ذهنش دور کرد. این روزها از زندگیش راضی بود و نمی خواست با افکار منفی خودش را اذیت کند.
و از وقتی که مادرش سر کار می رفت دیگر دغدغه ی کرایه خانه و خورد و خوراک را نداشتند.
حقوق مادرش زیاد نبود ولی برای آنهایی که همیشه شب گرسنه سر روی بالش می گذاشتند، و می ترسیدند صاحب خانه بیرونشان کند این پول مثل یک هدیه آسمانی بود.
محسن هم از بودن او در خانه خوشحال و راضی بود. حالا که در خانه مانده بود وقت بیشتری برای رسیدگی به محسن پیدا کرده بود.
از روی اینترنت توانسته بود یک سری تمرینات و ورزش هایی که در بهبود حرکات محسن تاثیر داشت را پیدا کند و با محسن کار کند.
حالا محسن کمی بهتر و راحت تر از قبل می نشست. تازه فهمیده بود که چقدر در حق این بچه ظلم شده بود و اگر از همان کودکی با او کار می شد، چقدر در بهبود کیفیت زندگیش تاثیر داشت.
ممکن بود حتی می توانست راه برود و یا از پس بعضی از کارهای شخصیش بربیاید.
مهتاب حتی با استفاده از یک اپلیکیشن مخصوص معلولین شروع به آموزش مفاهیم اولیه به محسن کرده بود آموزش هایی مثل شناسایی اعداد و خواندن ساعت شاید بعدها حروف را هم به محسن یاد می داد تا محسن بتواند بخواند.
محسن از نظر ذهنی بچه سالمی بود و زود یاد می گرفت. فقط باید برای آموزش به او صبوری بیشتری به خرج می داد.

دانلود رمان آدم آهنی و شاپرک به قلم ناشناس با لینک مستقیم
دانلود رمان آدم آهنی و شاپرک… داستان پرستار خوشگل و مجردی که عاشق همکار پزشک خودش میشه که از قضا متوجه میشه همسایه هم هستند ولی آقای دکتر خود عاشق دختری از طبقه بالای اجتماع هست که مدتی است بینشون فاصله افتاده … اما به خاطر اصرار پرستار یک مدت کوتاه باهاش ارتباط برقرار میکنه …

دانلود رمان نیشگون به قلم رضا یعقوبی با لینک مستقیم
دانلود رمان نیشگون… سرگذشت دختری به اسم الینا است که خودش را به پلیس آمریکا معرفی میکند و ادعا دارد بمب های زیادی را در نقاط مختلف جاسازی کرده است او خواسته های عجیبی دارد و سعی میکند مقامات را وادار به انجامشون کند …

دانلود رمان ساتی به قلم فاطمه عبدی با لینک مستقیم
رمان ساتی نسخه کامل رایگان
موضوع رمان : عاشقانه
تعداد صفحات : 301
خلاصه رمان : دختری به اسم گندم که شوهرش مرده و قراره طبق رسم ساتی اون رو هم زنده زنده قبر کنن .خان روستا که برادر شوهرش میشه عاشقانه دوسش داره برای نجات جونش جلوی این رسم می ایسته و در عوض باهاش ازدواج می کنه همه چی خوب پیش میره تا این که…
قسمتی از داستان رمان ساتی
بدنم از ترس زیاد منقبض کرده بودم؛ جوری که نمی تونستن روی قبر دراز کشم کنند. خانوم بزرگ جلو اومد با اسای دستش فشاری به قفسه سینه م وارد کرده و مجبورم کرد؛ دراز بکشم. همین که اومدن سنگ قبر رو روم بذارن با صدای داد فرهان همه از حرکت ایستادن.
_صبر کنید.
ترسیده و با هر سختی بود از اون چاله وحشتناک بلند شدم جمعیت با تعجب بهش نگاه می کردن خانوم بزرگ اخم غلیظی کرد و گفت:
چیشده خان.
_کسی حق نداره این دختر و گور کنه.
خانوم بزرگ با خشم گفت:
یعنی چی مرد؟ میخوای پا بذاری رو رسم چندین و چند ساله مون.
_من گفتم میخوام پا بذارم رو رسمتون؟
ابرویی بالا انداخت نگاهی به فرهان کرد،از استرس قلبم تند میزد یعنی خان از رابطه ما خبر داشت؟
_پس چی؟
با صدای خانوم بزرگ رشته افکارم پاره شد.
_یکی از قانون این مراسم اینه کسی که کنار شوهرش قبر می کنن زن باشه اما این دختر هنوز زن نشده. صدای هین کشیدن زنا خش انداخت به حال بدم.
***
فلش بک”
با ترس توی خودم جمع شدم ویهان کلافه نزدیکم شد جیغ خفه ای کشیدم. دستشو روی دهنم گذاشت و گفت:
هیس آروم باش ، آروم کاریت ندارم گندم بهم نگاه کن.
چشم های نمدارم رو دوختم به چشم های سیاه و پر جذبش با همون جدیت ادامه داد:
دستم رو از روی دهنت بر می دارم فقط قول بده جیغ نکشی باشه؟! سری تکون دادم که خوبه ای گفت دستش رو از روی دهنم برداشت با بغض چنگی به بازوش زدم.