رُمِنو – دانلود رمان ایرانی و خارجی
با رمنو هر رمان عاشقانه و رمان طنزی که بخوای رو میتونی پیدا کنی

دانلود رمان خناس پرست به قلم ستاره اکبری با لینک مستقیم

رمان خناس پرست نسخه کامل رایگان

موضوع رمان : عاشقانه، جنایی، انتقامی

تعداد صفحات : 1089

رمان خناس پرست

خلاصه رمان : در جهان قصه‌ها، شیاطین عاشق نمی‌شوند. سرخیِ عشق در سیاهی مطلق جایی ندارد؛ پس حق عاشقی را در دل دفع می‌کنند.
“تو” یک‌تنه معادلات جهان را برهم ریختی.
تو… همانی که در ذهن آدمیان گشودی. گرچه من پلیدم، اما تو خود خناسی و من… در درگاه تو فرشته‌ام. فرشته‌ای که گیاه عشقِ خناس را در دل می‌کارد. فرشته‌ای که عروسِ تک خناس جهان می‌شود. در یک جمله، من برای خدایم بندگی نکردم اما، تو را… خناس را… با تمام وجود پرستیدم.
آری! من خناس پرستم.

 

قسمتی از داستان رمان خناس پرست

روبهروی ساختمون توقف کردم. ماشین رو پارک کردم و از توی آینه، خودم رو دید زدم. انقدری توی چشم بودم که حواسش رو پرت کنم و اونقدری مدرک داشتم که اذیتش کنم… وارد سالن شدم، هوا خنک بود. سمت آسانسور رفتم و دکمهی طبقهی دهم رو فشردم. با باز شدن در، سمت اتاقی که جلسه توش بود رفتم. همون اتاقی که پندار رو تهدید کرده بودم ! با زدن یه تقه، در رو باز کردم. هنوز چند نفری نیومده بودن. سلام دادن؛ متقابلاً جوابشون رو دادم و درست روبهروی دانیار نشستم.
با اومدن بقیه، از جاش بلند شد. نگاه اکثر خانومها روش بود بود.

یه بلوز خاکستری پوشیده بود که آستینهاش تا آرنج تا زده شده بود. بی پروا، کتش رو روی صندلی انداخت و پشت تریبون ایستاد. نگاهش رو همه چرخ میخورد، جز من… -ضمن خوشآمدگویی باید بگم که امروز برای بستن قراردادِ جلسهی پیش که نصفه باقی موند، دوباره دور همیم. جوری حرف میزد که آدم دوست داشت فقط نگاهش کنه و هیچی نگه… با زنگ خوردن گوشیم، حواسم پرت شد. سرم رو بلند کردم. اخمی بهم کرد و توپید: -قوانین اینجا رو نمیدونی؟ دکمهی پاور گوشیم رو فشردم و برعکس روی میز گذاشتمش. -ادامه بدین

***

و واقعاً کی میدونست این مرد خشن توی جلسه، همون دانیاری بود که تو زدن حرفهای عاشقانه حریف نداشت؟ صداش مثل همیشه بود. بدون ملایمت و جدینظراتتونو میخوام بشنومبعد کمی گپ زدن، اومد سر جاش نشستاز جام بلند شدم و سمت تریبون رفتم. تعجب توی نگاهشون بهم استرس میداد و اخم روی صورت دانیار، کلاً متفاوت بودصدام رو صاف کردم و خیلی رسا شروع کردم: –خواستم چند دقیقه وقتتونو بگیرم. من بلد نیستم مثل بقیه مقدمه چینی کنم پس صاف میرم سر اصل مطلببا نگاهی خنثی، پوزخندی زدصنعت لوازم بهداشتی چندین ساله بین ایالتهای مختلف بوده و هرکشوری با توجه به سلیقهی مردم اینا رو تولید میکنه و میفروشه.

توی کشور ماهم این اتفاق جا افتاده و مثل قانون شده و پایه اصلی مواد رو مادهی اولیه و یکسانی تشکیل دادهمکث کردمدانیار انگار میدونست میخواستم چی بگم که نگاهش، کمی لرزیدادامه دادمفرض کنید یه شرکت بدون در نظر گرفتن طرف قرداد و رضایت مشتری، مادهی اولیه تولید لوازم بهداشتی رو تغییر بده و از مادهی جایگزین استفاده کنهصداشون بالا رفت و شروع کردن به اعتراض کردن. دانیار خونسرد نگاهش رو بهم دوخت و سرش رو چند بار تکون دادورقهای رو که دستم بود بالا بردم و صدام رو بالا بردممدرک دارم فقط میخوام بدونم شما با شرکت کارمن رینجر قرارداد میبندین؟ سمت میز رفتم و ورقه رو جلوی مدیر شرکت ایتالو گذاشتمتو این ورقه، همهی اسانسهای استفاده شده با ضریبشون هست. از متخصصتون بخواین براتون شرح بدناگه تو این کار وارد نیستن، خودم براتون میگم.

  • برچسب ها:
لینک کوتاه مطلب:
نظرات

نام (الزامی)

ایمیل (الزامی)

وبسایت

مطالب پر لایک
  • مطلبی وجود ندارد !
آخرین مطالب
درباره سایت
بهترین رمان های عاشقانه رو توی رمنو دانلود کن شماره های پشتیبانی: 09388810316 09012347883
آخرین نظرات
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " رُمِنو – دانلود رمان ایرانی و خارجی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.