رُمِنو – دانلود رمان ایرانی و خارجی
با رمنو هر رمان عاشقانه و رمان طنزی که بخوای رو میتونی پیدا کنی

دانلود رمان عروس فراری به قلم سدنا بهزاد با لینک مستقیم

رمان عروس فراری نسخه کامل رایگان

موضوع رمان : عاشقانه، معمایی

تعداد صفحات : 434

رمان عروس فراری

خلاصه رمان : پدر ومادر بهار توافقی تصمیم به جدایی از هم می گیرن، با آنکه می دانستند موجودی در شکم حوریه ، مادربهار درحال رشد است. ازیک دیگر جدا می شوند وبعد چند ماه از اون طلاق مادر بهار می فهمه اون جنین یک دختره.الان که جنسیت بچه را می دانست اورا بیشتر ازپیش دوست می داشت. به همین دلیل پیش برادرش رضا میرود و اونجا زندگی می کند. دختر اوبه دنیا میاید ولی متاسفانه خودش پا به دنیای ابدیت می گذارد واین دختر پیش دایی خود زندگی می کند. او بسیار وابسته به دختر دایی خود میشود و رها را همچون خواهر دوست می دارد. سنش که بیشتر میشود اتفاقاتی اطرافش میافتد.رها بی احتیاطی می کند.. که پای بهارهم وارد آن ماجرا می شود. و زندگیش دست خوش تغییر عذاب آوری می شود.اون مجبورمی شود به خاطر رها….

قسمتی از داستان رمان عروس فراری

به نظرت این دخترا که اینجا نشستن من رو دارن نوش جان می کنن یا دارن ازجنابعالی تعریف می کنن؟شونه بالا انداختم و دستم رو روی شونش گذاشتم باناخنام فشاری روی شونش اوردم: عزیزدلم شما رو دارن نوش جان می کنن.اگه خیلی مشتاقید من الان این لباس مسخره رو از تنم درمیارم وتن یکی ازاین أجنبی هامی کنم؟ هووم!نظرت چیه آقای خودشیفته؟

ابرویی بالا انداخت: اون زبونت رو من کوتاه می کنم
پوزخندی زدم: زِری نزن که نتونی بهش عمل کنی بافشاری که رو کمرم داد ناخنام رو بیشتر تو شونش فرو بردم: خوب گوش کن بامن درنیوفت که ور بیوفتی دکی جوون اخماش تو هم رفت:امشب چه شبی شود.خندیدم:آره یه شبی برات بسازم رویایی اوه یادم نره یکی ازاین أجنبی ها رو برات بیارم تا توهستی اینا رو می خوام چیکار؟

***

اوه چه گوشی اپل به دستم میاد. درست زمانی که فرار کردم چون رمز عابر بانک سام رو میدونستم پول میلیاردی که تو کارتش بود رو به کارت خودم انتقال دادم و بعد به تهران اومدم یه ویلا توی لواسون رو انتخاب کردم والان که اینجام خیلی خوشحالم درسته از خانوادم دورم ولی میدونم اگر هم برگردم دیووانگی محضه ویلا رو به راحتی خریدم چون اسم سام توشناسنامم بود وگرنه به دختر تنها ویلا نمیدادن.

کولم رو باز کردم دفترچه خاطراتم رو بیرون آوردم از بین دفترم عکس دونفره خودم و سام بیرون افتاد. سام واقعا جذاب و نفس گیر بود ولی به عیاش قهار هیچ وقت یه سایه ی زندگی برای آدم نمیشد. بیشتر پولم سر خرید خونه رفت. ماشین روهم برای اطمینان بیشتر عوض کردم دلم می خواست به مغازه گل فروشی داشته باشم پر از گلهای رنگی خوشگل میتونستم یه مغازه هم بخرم مانتوی ساده ای تنم کردم و کیف دستیم رو برداشتم.

یه نیم ساعت گشتم تا به املاکی پیدا کردم البته املاکی زیاد بود ولی همشون پسرجوون بودن ترجیح دادم به دونه پیر خرفت پیدا کنم ماشین رو قفل کردم؛ وارد املاکی شدم من سلام مرد لبخندی زد سلام خانوم بفرمایید خلاصه تونستم یه مغازه شیشه ای خوشگل هم بخرم وکسی رو هم پیدا کنم که برام انواع گل هارو بیاره اگه می دونستم با ازدواجم باسام چیزایی رو که میخوام به دست میارم زودتر دست به کار میشدم خانوم مهرزاد نگاش کردم.

  • برچسب ها:
لینک کوتاه مطلب:
نظرات

نام (الزامی)

ایمیل (الزامی)

وبسایت

مطالب پر لایک
  • مطلبی وجود ندارد !
آخرین مطالب
درباره سایت
بهترین رمان های عاشقانه رو توی رمنو دانلود کن شماره های پشتیبانی: 09388810316 09012347883
آخرین نظرات
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " رُمِنو – دانلود رمان ایرانی و خارجی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.