رُمِنو – دانلود رمان ایرانی و خارجی
با رمنو هر رمان عاشقانه و رمان طنزی که بخوای رو میتونی پیدا کنی

دانلود رمان عشق توت فرنگی نیست به قلم مریم عباس زاده با لینک مستقیم

رمان عشق توت فرنگی نیست نسخه کامل رایگان

موضوع رمان : عاشقانه

تعداد صفحات : 471

رمان عشق توت فرنگی نیست

خلاصه رمان : ترمه بعد از قبولی دررشته دندانپزشکی از شیراز راهیه تهران میشه درحالی که پدرش دچار مشکلات مالی وحقوقی کارخونه اش است … او ساکن خونه عمویش میشود و مشکلات زیادی رو از طرف اقوامش تحمل میکنه ولی هیچ کدوم …

 

قسمتی از داستان رمان عشق توت فرنگی نیست

صورت مهربون مامانو چند بار پشت سر هم بوسیدم .اون قدر گریه کرده بود که چشم هاش ریزریز شده بود,دستم رو در شونه اش حلقه کردم : واي سودي جون سفر قندهار که نمی خوام برم این طوري میکنی ؟ هر وقت چند روز تعطیلی گیرم بیاد بدو بدو میام بهت سر می زنم ,خودتم میدونی که من یکی رو بدجوري بچه ننه بار اوردي و طاقت نمیارم زیاد ازت دور بمونم. مامانم میخواست لبخند بزنه ولی نتونست. با گوشه روسري اشک چشمش رو پاك کرد. بابام با خنده از جیبش یه دستمال در آورد: بگیر عزیزم ,روسریت میکروب داره,نکنه می خواي تراخم بگیري وبدبختم کنی,داري و نداري دو تا چشم شهلا داري,می خواي همونم ازم بگیري؟

مامانم طبق معمول غم وغصه هاش یادش ر فت,با ناز وکرشمه دستمالو گرفت و نم چشم هاش رو خشک کرد: باشه هاتف باشه,فقط چشمام قشنگه دیگه؟ بابا یواشکی در گوش مامان یه چیزي گفت که اولش سرخ شد وبعد شم غش کرد از خنده. ترنج آستین مانتوي مامانم و کشید:بابا چی گفت این قدر خوش به حالت شد؟ مامانم یه اخم قشنگ تحویلش داد:اوا!؟!بچه هم بچه هاي قدیم. ترنج لب ور چید:زشته توي جمع دو نفر در گوشی حرف بزنن تورنگ لپش رو کشید:اي دختر فضول!

ترنج دستشو انداخت دور کمرم:ترمه جون وقتی بري من حوصله ام سر میره. دلم واست خیلی تنگ میشه. دستمو انداختم دور کمر باریکش :حسابی درس بخون که دو سال دیگه بیاي پیشم. منم اونجا تنهام,اگه تو کنارم باشی دلم کمتر میگره,فقط فول بده خوب درس بخونی,مثل بچه آدم! موقع گفتن این حرفها بغض کردم,چقدر خواهرمو دوست داشتم ,کاش از هم جدا نمی شدیم, صداي کمک راننده منو از افکارم پرت کرد بیرون:مسافراي تهران ….جا نمونین مامانم دوباره منو چلوند:قربونت برم ترمه جون خیلی مواظب خودت باش.رسیدي زنگ بزن.

خیالشو راحت کردم:حتما سودي جون نگران نباش. بابا بغلم کرد :ترمه جون شرمنده ام که… نذاشتم حرفشو تموم کنه :زمستون می ره رو سیاهی به زغال می مونه,فکرشو نکن. ترنج بغل گوشم چنان جیغی زد که نیم متر پریدم هوا:اونم شاداب.
کفرمدر اومد!دندونامو رو هم فشار دادم که صدام در نیاد! یعنی اپه یه وقت دیگه بود ویه جاي دیگه اي غیر از ترمینال بودیم درسی بهش می دادم تا عمر داره یادش نره. پرده گوشم هنوز سوت میکشید .منتها نخواستم دم اخري پاچه اشو بگیرم که خودم عذاب وجدان بگیرم …

  • برچسب ها:
لینک کوتاه مطلب:
نظرات

نام (الزامی)

ایمیل (الزامی)

وبسایت

مطالب پر لایک
  • مطلبی وجود ندارد !
آخرین مطالب
درباره سایت
بهترین رمان های عاشقانه رو توی رمنو دانلود کن شماره های پشتیبانی: 09388810316 09012347883
آخرین نظرات
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " رُمِنو – دانلود رمان ایرانی و خارجی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.