رمان گرایلی نسخه کامل رایگان
موضوع رمان : عاشقانه، طنز، اجتماعی
تعداد صفحات : 2614

خلاصه رمان : کاپیتان دلان گرایلی دختر جوانی که ناچار میشود بخاطر دلایلی ارتباط خود را با پاشا مهراز تمام کند. پاشا از دلان دست نمیکشد و در این بین خاندان گرایلی دچار تحولی شگرف میشود…..#پایان_تلخ
قسمتی از داستان رمان گرایلی
صبح بخیر خانم ها و آقایان
با درود به روان پاک بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران و با آرزوی سلامتی و طول عمر مقام معظم رهبری ، از طرف شرکت هواپیمایی ماهان ِ خلبان دلان گرایلی سرمهماندار جناب آقای پدرام کرملو وسایر کارکنان این پرواز ورود شمارا به A320 (Aircraft هواپیمایtype) خوش آمد میگوییم. شماره پرواز 758و مقصد ما جزیره ی بی همتای کیش میباشد مدت زمان این پرواز یک ساعت و سی و نه دقیقه تا فرودگاه بین المللی کیش تعیین شده است و تا ارتفاع ۳5۰۰۰پا از سطح دریا پرواز خواهیم کرد .لطفا توجه داشته باشید، کشیدن سیگار یا استفاده از تلفن همراه در تمامی پروازهای شرکت هواپیمایی
ممنوع میباشد. لطفا کمربندهای مخصوص پرواز خود را ببندید، پشتی صندلی خودرا به حالت عمودی اولیه برگردانید، میز جلوی خود را ببندید، پوشش نورگیر پنجره ها را بالا بکشید. پرواز تمام می شودکسالت آور است ، جزیره ی کیش گرم است ، مغزم داغ کرده و باید به مسافرانی که میخواهند از من تشکر کنند لبخند بزنم . پوزخند میزنم و سرم را تکان می دهم. آنقدر سرتکان دادم که فکر میکنم مهره های گردنم هرز شده اند مسافرها از لای و لوی صندلی ها ، بیرون می آیند . تشکر.تشکر
خواهش میکنم خواهش میکنم . روز بخیر ، روز شما هم بخیر
خسته نباشید متشکرم ! و این مکالمه های مزخرف کسالت آور باعث تهوع من می شود.
تشریفات اداری تمام میشود، از کادر پرواز خداحافظی میکنم و زودتر از بقیه ی تیم خودم را به یک هیوندا که مطمئنم کولرش را تا جلوی هتل خاموش نخواهد کرد میرسانم.
همانطور که دسته ی چمدان را بالا میکشم و لحظه به لحظه به پیشخوان نزدیک و نزدیک تر میشوم سعی میکنم چهره ی مرد عبوس پشت میز را آنالیز کنم. چند ثانیه نگاهم میکند و در نهایت به کسی که پشت خط است می توپد.
تمام تلاشم برای اینکه متصدی توجهش به من جلب شود پوچ است او حواسش به همه چیز هست الا من . من برایش یک روح سرگردانم . یک مسافر آزاردهنده که اصلا منتظرش نبوده .