رُمِنو – دانلود رمان ایرانی و خارجی
با رمنو هر رمان عاشقانه و رمان طنزی که بخوای رو میتونی پیدا کنی

دانلود رمان جورچین به قلم کلثوم حسینی با لینک مستقیم

رمان جورچین نسخه کامل رایگان

موضوع رمان : هیجانی، معمایی، پلیسی

تعداد صفحات : 679

رمان جورچین

خلاصه رمان : مه‌گل درست شب عقدکنانش، زمانی که منتظر آرتا در آرایشگاه به انتظارش نشسته است، ناغافل متوجه می‌شود که آرتا، در بُهت همه مراسم را ترک کرده و شبانه از ایران خارج می‌شود.

ضربه سختی به نوجوانی و غرورش به واسطه عمل ِ آرتا به مه‌گل نازدانه وارد می‌شود، اما مگر شکستن ِ دل و چینی‌بند زدن‌ دل تک دختر هرمزخان نیک‌زاد آسان است…؟

هیچکس از پشت معمای فرار آرتا باخبر نیست و همه مه‌گل را مقصر اصلی این فرار می‌دانند…

الا شخص آرتا که او هم با به صدا در آمدن ناقوس دشمنان‌اش، بعد ِ چندسال به ایران به ناچار باز می‌گردد…

این درصورتی‌ست که مه‌گل دختری بسیار زیبا و لوند شده‌ است و ورزشکار موفق که در نگاه اول، همه را مغلوب متانت و وقارش می‌کند. در بین پای مرد مرموز در وسط ماجرا باز می‌شود که قصد نزدیکی به مه‌گل را دارد.

 

قسمتی از داستان رمان جورچین

سبک و سنگین کردن هم حدی دارد بامرام. به خودش می گوید و چهچه می زند، غصه دار و حزن وار.
مشت روی قلبش می گذارد، آرام می کوبد افاقه نمی کند! مشت دوم محکم تر… مشت های بعدی نفسش را بند و حبس ِ سینه داغدارش می کند.
رفت و نگاه خرج اویی که شیفته اش است، نینداخت با پرتاب کردن تیر زهرآگین اش؛ او را درهم شکافت.
این سبک کمی سنگین ِ اما خاص و خصوص قلم بندهست.
بوی عود و رایحه مختلف از انواع اقسام عطر و خوشبو کننده بدن با بوی اسپند روی زغال گداخته زیر بینی همه حاضران داخل
آرایشگاه پیچیده بود.
گرما با اینکه کولرگازی روی درجه مناسبش میوزید اما درجه مناسبش در فضای سالن بزرگ آرایشگاه کفاف خنک کردن همه
را نمیکرد و خانمها با آن همه میکاپ و شینیونهای سنگین احساس گرما میکردند. بوی عرق بدن عجین شده با عطرهای زنانه و رایحه های خوشبوی لوازم آرایشی مارکدار از هر طرف میپیچید.

محیا با حرص درحالی که یقه نیمه بازش را تند تند باد میزد، کلافه چشم چرخاند:

– چقد دیر کردن، مگه نه خاله؟

گیلدا درحالی که به چهره غرق آرایشش مقابل آینه قدی بزرگ زل زده بود، بی حواس سری تکان داد:

– گمونم…

سپس رو به منیره، آرایشگر با لبخند ملایمی اشاره کرد:

– عروس خانوم در چه حاله؟

منیره درحالی که صدای سیستم را تنظیم میکرد با نیشخند موزیک ها را عقب وجلو میکند تا موقع ورود داماد، موزیک
فوق العاده شاد در سالن غوغا به پا کند تا یک شب به یاد ماندنی را برای مشتری چندساله اش هدیه دهد.

– به نظرم یه زنگ بزنین به همراه آقا داماد! دیر کرده واقعا…ً

سپس خنده کنان دستانش را بهم کوباند رو به شاگردانش اشاره کرد:

– شنَل عروس خانوم رو بگیرین تا آقا دوماد شاباش ندادن، هم بهشون شَنل عروس خانوم رو نمیدینا!

محیا با هیجان لبش را گزید:

– منیره خانوم، اون موزیک جدید اومده؟ اون رو بیزاریا…

گیلدا با چشم چرخاندن با لبه لباس مجلسی اش که کمی سنگین بود و اذیتش میکرد، درمانده ور میرفت:

– مه گل هنوز حاضر نشده؟

محیا متعجب سری تکان داد با کنجکاوی سمت اتاق مانیکور و پدیکور قدم برداشت.

سالن با سنگ های براق و نورهای خیره، قفسه های تاج عروس و کمد شیشهای، انبوهی از موهای بلوند و بافتهای متنوع!

در روی سنگ کنار آینه قدی، بیش از سی تا لاکهای رنگارنگ دیده میشد، با قدم زدن و راه رفتن خانم ها با آن کفش های پاشنه دار مختص عروسی، فک پارکت صدهای ناهنجاری تولید میکرد.

  • برچسب ها:
لینک کوتاه مطلب:
نظرات

نام (الزامی)

ایمیل (الزامی)

وبسایت

مطالب پر لایک
  • مطلبی وجود ندارد !
آخرین مطالب
درباره سایت
بهترین رمان های عاشقانه رو توی رمنو دانلود کن شماره های پشتیبانی: 09388810316 09012347883
آخرین نظرات
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " رُمِنو – دانلود رمان ایرانی و خارجی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.