رُمِنو – دانلود رمان ایرانی و خارجی
با رمنو هر رمان عاشقانه و رمان طنزی که بخوای رو میتونی پیدا کنی
دانلود رمان یاقوت سیاه به قلم Hera با لینک مستقیم

دانلود رمان یاقوت سیاه به قلم Hera با لینک مستقیم

دانلود رمان یاقوت سیاه به قلم Hera با لینک مستقیم

رمان یاقوت سیاه نسخه کامل

موضوع رمان : عاشقانه، مافیایی

تعداد صفحات : ۲۹۹

خلاصه رمان که در شایسته برای شما اماده کردیم :

دانلود رمان یاقوت سیاه… سوین خبرنگاری که برای مجله‌ش به اوکراین فرستاده میشه و اونجا باید با یه خواننده همخونه شه… کسی که در نقش خواننده‌ست ولی کسی از اون روی تاریکش که رئیس مافیاس خبری نداره….

برترین پیشنهاد های سایت شایسته برای شما:

دانلود رمان آبروی ماه به قلم نیلوفر قنبری با لینک مستقیم

دانلود رمان نشسته در نظر به قلم آزیتا خیری با لینک مستقیم

دانلود رمان نیلوفری برای مرداب به قلم مهین عبدی با لینک مستقیم

بخشی از دانلود رمان یاقوت سیاه را اختصاصی از شایسته بخوانید:

شب باید به موزه می رفتم همه ی کاراشو کرده بودم…. ساعتای ۱ بود لباسامو پوشیدم و نقابمو زدم…..

با طناب از دیوار موزه بالا رفتم و قلابشو بنده گوشه دیوار کردم و پایین اومدم سکه ای رو انداختم که اشعه محافظتی شو گرفت همشونو جمع کردم و از اونجا بیرون زدم کار راحتی بود…

همینجور که داشتم می دوییدم سردی اسلحه رو روی شقیقم حس کردم و در اخر صدای مردونه ای کنار گوشم بلند شد:

ادوارد: اسلحتو رد کن بیاد دستاتم ببر بالا سرت…

سوین: صداش آشنا بود خیلیم آشنا صدایی که هر شب تو کابوسام می شنیدمش که چطور تحقیرم می کرد.

دندونام و روی هم سابیدم و اروم برگشتم طرفش و خواستم یه مشت حواله صورتش کنم که مچمو تو هوا گرفت و با چشمای سیاه رنگش به چشام نگاه کرد.

ادوارد: چشماش خیلی شبیه سوین بود اولش فک می کردم یاقوت سیاه مرده ولی اندامش و که دیدم فهمیدم اشتباه می کردم.

مچ دستشو با قدرت فشار دادم که اسلحه از دستش افتاد.

ادوارد: همونطور که به یه دستم دستاشو قفل کرده بودم بر گردوندمش.

سوین: با استرس بهش زل زدم با دیدنش مثل همیشه ضربان قلبم رفت بالا اشک توی چشمام حلقه زد ولی اجازه فرود اومدن بهشون و ندادم.

ادوارد: با یه دست دیگم ماسکشو پایین کشیدم با کسی و که دیدم جا خوردم توقع هرکسی و داشتم الا سوين!

به چشماش ناباورانه نگاه می کردم حلقه دستام شل شده بود از این فرصت استفاده کرد و فرار کرد هنوز خشکم زده بود…

ياقوت سیاه…. سوین بود؟؟؟!!!

با نصب اپلیکیشن نودهشتیا روی تلفن همراهت هزاران رمان انلاین و افلاین رو همزمان داشته باش

اگر شما نویسنده رمان هستید و از انتشار رمان در این سایت رضایت ندارید میتوانید درخواست حذف دهید

لینک کوتاه مطلب:
نظرات

نام (الزامی)

ایمیل (الزامی)

وبسایت

مطالب پر لایک
  • مطلبی وجود ندارد !
آخرین مطالب
درباره سایت
بهترین رمان های عاشقانه رو توی رمنو دانلود کن شماره های پشتیبانی: 09388810316 09012347883
آخرین نظرات
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " رُمِنو – دانلود رمان ایرانی و خارجی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.