

دانلود رمان نفسم میگیرد به قلم فهیمه ذوالفقاری با لینک مستقیم
دانلود رمان نفسم میگیرد… زنی مطلقه که بعد از یک نامزدی کوتاه مدت و نافرجام درگیر روزمرگی های زندگی و مشکلات ناشی از طلاقش میشود، تا اینکه؛ دل در گرو پسری میدهد که عشق را دوباره برای تار و پود زندگی او به ارمغان میآورد …

دانلود رمان رخساره فرو ریخته به قلم نور7371 با لینک مستقیم
دانلود رمان رخساره فرو ریخته… دختری با یک عاشقانه خاص قرار است وارد دنیای دیگر شود. دنیایی رمزآلود با اتفاقاتی غیرمنتظره. یک قهرمان نیاز دارد برای تغییر تفکراتش دنیایش زیباست تحولات عظیمش اورا زیباتر میکند از خنده ها و لباس های فاخر و مغرور بودن به مظلومیت و چادر می رسد؛ یک تحول عظیم یک تحول باور پذیر با دختری که اویل چهرهای زیبا دارد اما رخسارهاش فرو میریزد. آینده این دختر را یک قهرمان تغییر میدهد. یک عاشقانه که در این عصر باورش کمی مشکل است اما با عشق شدنی است اما عشقهای بزرگ همیشه پایانش خوش نیست، شاید این بار پایانش چون قهوه تلخ است…

دانلود رها به قلم سهیلا ترابی با لینک مستقیم
دانلود رها… بی حوصله داخل کیفم دنبال کلید می گشتم، احساس ضعف عجیبی از صبح به جانم چنگ انداخته بود. سرم گیج می رفت و نمی توانستم به اطراف توجه داشته باشم. تا این ساعت از عصر هم به زور توانسته بودم سر پا بیاستم. این ضعف را به روزه ای که گرفته بودم ربط می دادم.

رمان دیوار آهنی نسخه کامل رایگان

دانلود رمان دیوار آهنی به قلم فاطمه خادمی
موضوع رمان : عاشقانه، پرستاری، درام
تعداد صفحات : ۱۵۸
خلاصه رمان دیوار آهنی:
دانلود رمان دیوار آهنی… ریما دختری طرد شده از خانواده بخاطر اتفاق پوچ، اتفاقی که بی تقصیر ترین آدم اوست... پرستار کودکی میشود، اما!… پدر آن بچه کیست؟! پدری که عشق قدیمی ریما است!
پیشنهاد دانلود رمان از رمنو:
قسمتی از دانلود رمان دیوار آهنی
داشتم از پله ها میرفتم پایین که صدای جرو بحثی به گوشم خورد صدا از اتاق سامیار و نرگس بود.
با کنجکاوی رفتم نزدیک تر که صداشون واضح شد. باحرف که شنیدم هنگیدم.
-سامیار چرا نمیفهمی می.خوام طلاق بگیرم.
-تو فکر کردی مثلا من خیلی خوشحالم که تو زنمی!
پس هم خودتو خلاص کن هم منو.
-تو اگه به فکر آتریسا نیستی من هستم اون دختر منه با این کارمون به اون صدمه میزنیم بزار بزرگتر بشه بعد…
-دختر اره دخترت!
-یعنی چی؟
– نمیدونم سامی جون.
با صدای قدماشون سریع از در فاصله گرفتم.
یعنی این دوتا هم دیگ رو دوست ندارن پس چرا…؟
کلی سوال تو سرم بود رفتم توی حیاط به آتریسا خیره شدم…
-امشب نرگس خونه نیست.
بیخیال گفتم: خوب!
-امشب باید استارت اولو بزنی!
-یعنی چی؟
– یعنی نداره کار خاصی نباید انجام بدی فقط…
طبق حرفای ملوک خانوم آتریسا رو خوابوندم مانتو وشالمو پوشیدم به ساعت موچیم نگاه کردم ساعت دو نیمه شب بود.
از اتاق خارج شدم به سمت پلهها رفتم که برقا رفت میدونستم همه اینا نقشش ولی استرس گرفتم از بچگی از تاریکی میترسیدم نفس عمیقی کشیدم.
به اتاق سامیار و نرگس رفتم. در اتاق رو باز کردم آروم وارد شدم. در رو پشت سرم بستم.
خواستم برگردم که کسی محکم هولم داد که خوردم به در آخی از درد گفت که صدای سامیار از بغل گوشم اومد.
-اینجا چیکار میکنی؟
همون طور که بر میگشتم سمتش تکیه دادم به در به از روشنای بیرون کمی اتاق روشن شده بود، تونستم چشای خاکستریش رو ببینم.
سرمو بالا آوردم تو چشاش خیره شدم
– داشتم میرفتم که برق راه رو رفت منم به اولین اتاق که خودرم اومد داخل ولی فکرکنم….
ادامه حرفمو خوردم سرمو انداختم پایین خدارو شکر میکردم که برق نیست و گرنه تا الان چشمام میداد دروغ میگم! …
عضویت در انجمن نودهشتیا (کلیک کنید)

رمان پرونده ناتمام نسخه کامل رایگان

دانلود رمان پرونده ناتمام به قلم الهه محمدی
موضوع رمان : عاشقانه، پلیسی، معمایی
تعداد صفحات : ۱۸۹۰
خلاصه رمان :
دانلود رمان پرونده ناتمام… گرشا؛ سرگرد کارکُشتهایه که ۵ سال پیش همسرش الیسا اونو برای پیشرفت در ورزش و کسب مدال قهرمانی، ترک کرده و به آمریکا رفته.. ولی عشقشون بهم، باعث شده همچنان بهم متعهد باشن و حرفی از طلاق نزنن.. حالا بعد از ۵ سال، گرشا برای کشف باند قاچاق دارو، بعنوان سرمایه دار وارد هلدینگ شرکت های دارویی شده.. در صورتیکه خودش برای درمان خواهرزاده اش محتاج داروست.. همین احتیاج باعث میشه گرشا به الیسا زنگ بزنه و …