
روناک دختر بچه روستایی که به اجبار زن سیوان پسر خان میشه
پسری غیرتی و پر جذبه که هر شب تختشو دخترای رنگ و وارنگ و پلنگ شهری پر میکنن و چشمش اصلا روناکو نمیبینه
اما امان از وقتی که سیوان بعد از سالها از شهر برمیگرده و روناکی رو میبینه که دیگه یه دختر بچه ساده و مظلوم نیست... #جدید

چند ماه از مرگ شوهرِ مارال گذشته و حالا بعد از مرگ شوهرش، وفادارترین دوستِ شوهرش، احمدآقا سعی میکنه همیشه هواشو داشته باشه و تا حدودی مشکلات رو برای مارالِ قصهمون کم کنه...
پسرِ احمدآقا "مالک" متوجه ارتباط مخفیانه پدرش با مارال میشه و بینشون چیزهایی پیش میاد که مارال مجبوره یه جورایی فشارهای مالک رو تحمل کنه ...
دین رُبیلارد، مدافع تیم شیکاگو استارز، خوششانسترین مرد جهان است: یک سوپراستار ورزشی باارزش و پرافتخار،با یک شغل جانبی سودآور بهعنوان یک مدل بیلبورد برای لباسهای زیر اِندزون. اما زندگی در جاده افتخار شروع به محو شدن کرده و دین به دل جاده میزند تا بفهمد چه مشکلی پیش آمده است. هنگامی که او به بخش خلوت بزرگراه کلرادو برخورد میکند، چیزی را میبیند که زندگی طلایی اش را به گونه ای که نمی تواند تصورش را بکند متزلزل میکند. یک خانم جوان ... پوشیده در لباس سگ آبی.
بعد از فوت مادر شاهین و شاهرخ، پدرشان که آدمی هوسباز است با دختری به اسم سونیا که خیلی کوچکتر از خودش است عقد میکند. اما این دختر که انسان معمولی نیست، عاشق شاهین میشود و هر کاری میکند تا با او وارد رابطه شود. ولی شاهین خودش عاشق دختر دیگری است و وقتی سونیا به نتیجه نمیرسد ...
یه داستان... یه زندگی... یه دختر به اسم دریا شریفی... دختری شیطون، با دو تا دوست مثل خودش که قصد دارند با هم به یه مسافرت چند روزه برن، اما توی راه اتفاقی میوفته و این جاست که سرنوشت، دختر شیطون ما رو با پسر خجالتی قصه مون آشنا می کنه؛ اما این آشنایی به کجا کشیده می شه؟
#درخواستی