رُمِنو – دانلود رمان ایرانی و خارجی

با رمنو هر رمان عاشقانه و رمان طنزی که بخوای رو میتونی پیدا کنی

خلاصه کتاب

دانلود رمان شلیک به خورشید... «دریا تجلی»، طراح لباس عروسی، از لباس‌های سپید و مراسم‌های ازدواج خاطراتی تلخ در دل دارد. پنج سال پیش، در شب عروسی‌اش، تصمیم گرفت داماد را بکشد و سپیدی لباس عروسش را با خون مرد مورد علاقه‌اش رنگین کند. اما هیچ‌چیز طبق تصور دریا پیش نرفت!

«یونس» زنده ماند و اکنون، پس از پنج سال، برای فهمیدن دلایل این خیانت و گرفتن انتقام بازگشته است؛ آن‌هم درست زمانی که دریا در میانه‌ی یک رابطه عاشقانه با مردی دیگر قرار دارد!

خلاصه کتاب

دانلود رمان میکائیل... با قدم‌هایی لرزان و خسته، تلوتلوخوران از پله‌ها بالا رفت. دستگیره را پایین کشید و وارد شد. زنی را دید که روی تخت نشسته بود؛ با لباس خوابی که بود و نبودش تفاوت چندانی نداشت. او آن زن را می‌پرستید.

با تیر کشیدن شقیقه‌اش، انگشتانش را به پیشانی فشرد و قدم‌به‌قدم به تخت نزدیک شد. لباس کاری‌اش را از تن درآورد و آرام چهار دست‌وپا روی تخت خزید. موهای کوتاه همسرش را بوسید، انگشتان زخمی‌اش را روی استخوان گونه‌ی او کشید و لبخندی گوشه‌ی لبش نشست.

خلاصه کتاب
دانلود رمان عشق سیاه... من سوزانم، تو آمدی قلبم را مال خودت کردی و بد سوزاندیم.. و من می آیم به زودی زود.. قلبت را از ریشه میکنم و تو نمی دانی من دیگر دختر ساده و ابله اون روز ها نیستم. عوض شده ام .. و تو باعثش شدی….
خلاصه کتاب
دانلود رمان فصل انار... نارگون در کارخانه بسته بندی موادغذایی کار میکند که به غیر از حقوق خوبی که میگیرد هیچ مزیت دیگری ندارد، او با دو دختر دیگر همخانه است، خسته از تلاشهای شبانه روزی و دویدنهایش روزگار را سپری میکند و از آن سو مدیر کارخانه ی که در آن  کار میکند، بتازگی از همسر خود جدا شده و از یک زندگی تلخ رهایی یافته…
دانلود رمان فال نیک به قلم بیتا فرخی با لینک مستقیم
خلاصه کتاب
دانلود رمان فال نیک... همان‌طور که کوله‌‌ سبک جینش را روی دوش جابه‌جا می‌کرد، با قدم‌های بلند از ایستگاه مترو بیرون آمد و کنار خیابان این‌ پا و آن پا شد. نگاه جستجوگرش به دنبال ماشین کرایه‌ای خالی می‌چرخید و دلش  از هیجانِ نزدیکی به مقصد در تلاطم بود از صبح  انگار همه چیز داشت رو ی دور تند اتفاق می‌افتاد از همان وقت که زنگ خبر گوشی‌اش به صدا درآمده و جیران هم بعدش تماس گرفته بود و به عمد با آن لحن اغواگرش ماشینرخت‌شویی فخری خانم را در دلش روشن کرده بود! یاد فخری خانم لبخندی کمرنگ بر لبش نشاند و با خودش فکر کرد اگر زن بی‌چاره بداند اسم ماشین لباسشویی‌ اش را روی دل‌آشوبه‌هایش گذاشته‌ است کلی تعجب می‌کند!!
مطالب پر لایک
  • مطلبی وجود ندارد !
مطالب محبوب
  • مطلبی وجود ندارد !
درباره سایت
بهترین رمان های عاشقانه رو توی رمنو دانلود کن شماره های پشتیبانی: 09388810316 09012347883
آخرین نظرات
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " رُمِنو – دانلود رمان ایرانی و خارجی " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.