رمان هیچوقت اعتراف نکن داستان نفس، دختری جوان را روایت میکند که همراه دخترخالهاش، رزا، برای بازگو کردن خاطراتش به یک روانپزشک مراجعه میکند. اما این روانپزشک برخلاف تصور، مردی جوان و پر از شیطنت است که روند مشاوره را به شکلی غیرمنتظره تغییر میدهد.
این داستان با نگاهی عمیق به تأثیرات اعترافات و پیامدهای آنها، زندگی شخصیتهایی را به تصویر میکشد که هر کدام به شکلی از حقیقت زندگی ضربه میخورند. با این حال، پایان داستان با حس خوشایندی همراه است و مخاطب را با لبخندی به اتمام کتاب میرساند.
رویای واقعی داستانی پر از شیطنت و لحظات خندهدار است که زندگی سه دوست صمیمی و پرانرژی را روایت میکند. این سه دختر که مانند خواهر برای هم هستند، در یک خانه زندگی میکنند و روزهای خود را با ماجراجویی و شوخیهای بیپایان سپری میکنند.
اما همه چیز زمانی جذابستر میشود که سه نفر دیگر به جمع آنها اضافه میشوند. این شش نفر با هم تصمیم میگیرند دنیای خود را با خنده و شیطنتهایشان دگرگون کنند. دوستی، عشق، و لحظات پرشور و خندهدار داستانی از زندگی آنها میازد که تا مدتها در ذهن خواننده باقی میماند.
نام اثر: ساختمان دو واحده
نویسنده: حدیثه اسماعیلی
ژانر: کلکلی، طنز
تعداد صفحات: 179
---
رمان "ساختمان دو واحده" روایتگر ماجرای دختری به نام عسل است که از شمال به تهران میآید تا در دانشگاه درس بخواند. او و دوستش رها تصمیم میگیرند خانهای مجردی در تهران اجاره کنند. همه چیز آرام پیش میرود تا اینکه متوجه میشوند واحد روبهرویی، که تا پیش از این خالی بود، حالا به خانهای مجردی برای چند پسر تبدیل شده است. ماجرا از اینجا شروع میشود..
نام اثر: اجبار به توان دو
نویسنده: مریم رویال
ژانر: ازدواج اجباری، عاشقانه، غمگین، طنز و کلکلی
تعداد صفحات: 563
---
رمان "اجبار به توان دو" داستان دختری به نام آرامه را روایت میکند که در زندگیاش با مشکلات زیادی روبهرو بوده است. پس از مرگ مادرش، پدرش او را مجبور میکند با پسری به نام کوروش ازدواج کند. در این میان، رازها و اتفاقاتی رخ میدهد که کاملاً غیرقابل پیشبینی است و این ازدواج، ماجراهایی پیچیده و جذاب را برای آرامه و کوروش رقم میزند.
نام اثر: دختر حاج آقا
نویسنده: مهتاب دوستی
ژانر: عاشقانه، طنز، کلکلی
---
یاسمن دختری شر و شیطون است که پدرش حاج آقای معروف محله است. او بر خلاف عقاید پدرش که به مذهب پایبند است، از هر چیزی که مربوط به حاجی و مذهب میشود متنفر است. یاسمن همواره خارج از چارچوبهای عقاید پدرش عمل میکند و این امر منجر به بروز ماجراهایی میشود که زندگی او را به چالش میکشد.